به یاد تو می نویسم (پدربزرگ)

چند روزی از رفتن می گذره برای همیشه از درد و رنجی که داشتی راحت شدی خیلی سختی کشیدی می تونم درک کنم که وقتی آدم وابسته به دیگران بشه چقدر سخت ، کاش نمی رفتی کاش امسال عید رو هم با ما بودی دلم برات خیلی تنگ میشه برای حرف زدنات ، برای داستانات ، برای بوس کردنت ، همیشه وقتی از دانشگاه برمگشتم میامدم و یه سری بهت می زدم الن دیگه برگشت از دانشگاه معنی نداره ، رفتن به خونت معنی نداره ، نمی تونم تحمل کنم در خونه رو باز کنم و نبینمت . شب اول رفتنت وقتی رفتم تو اتاقتون تا وسایلم رو بردارم نبودی و جای خالیت فریاد می زد دلم می خواست داد و فریاد کنم و بگم خدایا فقط یه روز دیگه بذار باشه فق یه روز که سیر نگاش کنم بعد ببرش ، می دونی از چی خیلی ناراحتم اینکه روز آخر بیمارستان نیومدم کاش میومدم کاش میدیدمت شاید اینجوری عذاب نمی کشیدم خیلی دوریت سخت خیلی

/ 5 نظر / 13 بازدید
شومري

عزيزترينم! تا هميشه و در هر حالي (خوشحالي و غم) در كنارت ميمونم.

زهره

فرزانه جونم شاید تسلیت کوچک ترین واژه ای باشه که بتونیم در غم از دست دادن عزیزترین کسی عنوان کنیم. با خوندن این پست یاد بهمن 12 سال پیش افتادم واقعا درکت میکنم. انشاالله خداوند پدربزرگتون رو با اولیای خود محشور فرماید.

کژال

فرزانه جونم خدا پدربزرگته بیامرزه واقعا جای خالیشون با هیچی پر نمیشه برات از خدا طلب صبر میکنم عزیزم [ناراحت]

مرتضی

آبجی خانومی خوب و مهربانم سلام صمیمانه ترین تسلیتهای من رو بابت درگذشت مادربزرگ مهربانتان پذیرا باشید. برای شما و خانواده بزرگوارتون دوست مهربانم بهترین ها رو آرزو دارم و برای روح مادربزرگ مهربانتان آرامش و مغفرت آرزو دارم.[گل]

شیدا

سلام فرزانه جوووووووووونم وای ببخش گلم خیلی وقت بود نیومده بودم وبلاگت واقعا تسلیت میگم انشاالله که خدا روحش بزرگشون رو غرق شادی کنه و به شما و خانواده تون هم صبری بده که بتونین با این مصیبت کنار بیاین عزیزم امیدوارم در کنار شومریتون لحظات قشنگی داشته باشی فرزانه نازنینم[ماچ][قلب][بغل]