زمان

دیشب تو برنامه بفرمایید شام خانومه از مهموناش پرسید که اگر توی تونا زمان بودن دوست داشتن برن زمان عقب یا زمان جلو سوال ؟ سوال جالبی راستش من خودم دوست دارم برم آینده رو ببینم ولی فکر کنم اگر می خواستم زندگی کنم شاید زمان قدیم رو انتخاب می کردم با اینکه شاید اون زمان تکنولوژی الان نبود مثلا اینترنت نداشتم یا ماشین ظرفشویی نبود و یا خیلی چیزهای دیگه ولی فکر می کنم آرامشی که پدر مادر های ما داشتن ما الان نداریم اون صمیمیتی که تو خانواده ها بود یا اون شب نشینی های قدیم الان نیست . الان دید و بازدیدها به خاطر مشغله خانوادها به سالی یک بار اون هم عید تبدیل شده .شاید اون موقع مثل الان زن و شوهرها صمیمی نبودن یا love نمی ترکوندن ولی فکر کنم فرصت بیشتری برای با هم بودن وجود داشت چون چیزایی مثل اینترنت یا ماهواره نبود که اونا رو سرگرم کنه بنابراین کنار هم میشستن و از روزی که گذشته حرف می زدن ،که الان خیلی کم  پیش میاد .زمان های با هم بودن به گشت و گذار در اینترنت و تماشای تلویزیون می گذره و ظاهرا کنار هم هستیم و این موضوع در آینده با پیشرفت های بیشتر به نظر من بدتر خواهد شد . خوشحال میشم نظرات شما دوستای گلم رو درباره این موضوع بدونم

/ 6 نظر / 13 بازدید
شومری

همیشه کنارت میمونم عزیزم. توی همه شرایط. همه لحظه ها. ممکنه فکر کنی با بودنت لحظه های زندگیم رنگ و بو گرفتن ولی اینجور نیست. وجودت خود لحظات زندگی منه. بدون تو دیگه لحظه ای وجود نداره که بشه زندگیش کرد. دوستت دارم با همه پوست و گوشت و خونم. با همه روح و روانم. اگر نفسی میاد و میره فقط واسه دیدن زیباترین گل آفریده خدای مهربون و سعی در خوشحال کردنشه. ببخشید که این چند روزه کمی مشکلات بیرونم رو میاوردم خونه. قول می دم از این به بعد کمتر بشه. دوباره دوست دارم هوار هوار [قلب][ماچ][بغل]

مامان نيلوفر

سلام عزيزم چه جالب چون ما هم امروز اينجا توي شركت اين بحث روداشتيم سر نهار همه چيز برقي و ... شده ولي بازم آخر شب وقت كم مياريم همه ماشين داريم و ... ولي هيچ جا نمي ريم براي ديد و بازديد همه حقوق و .. (چه زن و چه مرد) داريم ولي دلمون نمياد مثل قديم براي همديگه يه كادوي كوچيك حتي بخريم همش مي ندازيم گردن وقت وقت نداريم سر بزنيم وقت نداريم خريد بريم وقت نداريم پياده روي كنيم با كسي كه دوستش داريم و ... واقعا زندگي خسته كننده شده و يكسان دوستاي مجازي داريم توي دنياي مجازي همديگه رو دلداري مي ديم و براي هم دل مي سوزونيم ولي همون آدمها اگه توي دنياي واقعي با هم دوست باشن معلوم نيست اصلا كه چشم ديدن هم رو داشته باشن يا نه... خيلي دلم پره ببخشيد [نگران][خنثی]

مامان نیلوفر

عزیزم ما غروب می رسیم خونهههههههههه ساعت 7 شب می رسم و تا شام و کارای معمولی خونه و ... میشه 9 شب دیگه اون موقع است که هر کسی یه وری غش کرده از خستگی تهران خیلی بد شده همش ترافیک و استرس و ... [خنثی]

سمیرا مامان آنیتا

[سبز] آخ که من متنفرم از این گذشته و دردسراش .. [سبز] راستش من بیشتر از این که دلم بخواد زمانمو عوض کنم دوست داشتم مکانمو عوض کنم .. [مغرور]

مرتضی

ما که زیاد قدیمی نیستیم ولی فکر کنم من هم برگشت به گذشته رو ترجیح بدم.[چشمک][گل]