خبر خوب

فردای اون روز بد ، خبر خوبی شنیدم و اینکه نی نی دوستم به دنیا اومد و من خیلی خوشحال شدم چون واقعا در طول بارداریش اذیت شده بود و من می خواستم هر چه زودتر خودش و نی نی اش رو ببینم بخاطر همین بعد از sms اش که گفت نی نی اومده من از سر کار رفتم خونه و سریع لباس عوض کردم و رفتم بیمارستان دیدنش سر راه هم یه دسته گل خوشمل براش گرفتم .خیلی دلم براش تنگ شده بود چون از بعد عید ندیده بودمش ، کلی از دیدنش شاد شدم . وای نمی دونید شیکمش چقدر هنوز قلبمه بود . راستی نی نیش هم پسمل بود . و هنوزم نمیشد بگی شبیه مامانش یا باباش . بهر حال روز دوشنبه روز خوبی بود و من کلی روحیم عوض شد خدایا شکرت که نی نی دوستم سال دنیا اومد .

/ 5 نظر / 12 بازدید
فاطمه

سلام به به نی نی کوچولو [قلب] حتما کلی هم خوشمله از طرف ما به دوست جونت تبریک بگو عمه جون به قربون همی نی نی کوچولوها[شوخی]

شومری

ایشالله نی نی کوچولوی خودمون رو بغل کنی و باهاش بازی کنی. خوشحالم با شادیت و غمگینم با حزن تو.

کژال

ایشالله نی نی خودتو بیایم ببینیم فرزانه جون [قلب]

شیدا

سلام فرزانه جونمممممم انشاالله که تا چشم به هم بزنی این ارشد هم تموم میشه و بعد به زودیه زود نی نی خوشمل خودتون رو بغل کنین خوشبخت باشی عزیزم[گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

سمیرا مامان آنیتا

کی بشه نی نی خودت [پلک]