تولدم که 28 مهر بود

می خوام براتون خاطره تولدم رو بگم که تقریبا یک هفته بعد از اومدن از باکو بود. شومری جونم که دورش بگردم از خودم بدتر نمی تونه یه چیزی رو مخفی کنه لبخند.جیگرم می خواست منو سورپرایز کنه برای همین به من گفت که شب تولدم شام بریم خوشمزهبیرون البته من یه حدس هایی زده بودم ولی تعداد مهمونا رو نمی دونستم از خود راضی. شب تولدم رفتیم بیرون و برای شام هم رفتیم چهار گوش .این چهارگوش یه پیتزا فروشی که خیلی جای دنجیه و پله می خوره میری پایین . رسیدیم چهارگوش و از پله ها رفتیم پایین و دیدم چند تا از دوستام با شومرشون و مامان شومری و خانواده خودم و خواهر شومری و چند تا از دوستان مجردم  اومدن .بغلکلی ذوق کردم و پریدم بغل شومری جونم و ازش تشکر کردم بعد هم با مهمانها سلام و احوالپرسی کردیم .شومری جونم برای همه پیتزا سفارش داده بود شام رو که خوردیم . شومری جون با یه کیک خوشگل که تو یخچال اونجا گذاشته بود اومد خیلی خوشگل بود .هورا بعدش از این شمع های فش فشه ای روشن کردیم و کلی خوش گذشت در آخر هم کادو ها رو باز کردیم کلی کادو گرفتم که همشون قشنگ بود ودست همهشون درد نکنه که زحمت کشیده بودن کلی همه عکس گرفتیم در آخر هم عکس دسته جمعی گرفتیم که خیلی خوشگل شد .شومری جونم یه کادو خوشگل با کلی تزئینات برام گرفته بود . یه کار جالبی که کردیم این بود که کیک رو که بردیم اینا گل های که روی کیک بود رو بین همه تقسیم کردیم خیلی خوشگل بودن با قند درست شده بود . دوست دارم عزیزم  مرسی که این همه زحمت کشیدی و تو خرج افتادی   

 

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا مامان آنیتا

وای چه کیکی ،دلم آب شد ، تولدت مبارک خانمی صد سال زنده باشی با شومری جونت و کلی بچه قد و نیم قد [چشمک]

مرگ عشق

میدونی رابطه دوتا چشم چه جوریه؟ باهم پلک میزننن،باهم حرکت میکنند، باهم گریه میکنن، باهم میبینن وباهم میخوابن گرچه هرگز همدیگرو نمیبینن دوستی هم همین جوریه،زندگی بدون دوستی جهنمه این هفته،هفته بهترین دوسته. بهترین دوست توکیان؟ این رو برای همه ی دوستای خوبت بفرست حتی برای من؛البته اگه یکی ازاوناحساب میشم. ببین چندتا پس میگیری.اگه بیش از7تاگرفتی،پس واقعا محبوبی!!واسه ما که خیلی محبوبی

♫ Iraj Mirza ♫

ای پادشــه خـوبــان داد از غـــم تنهــایــی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایـم گــل ایـن بستـان شــاداب نمـی مـانــد دریاب ضعیفـان را در وقــت توانـایـی [گل]

مامان نیلوفر

سلام عزیزم طرز تهیه آلبالوپلو: 1. آلبالوها رو که هسته هاشو جدا کردی می زاری توی یه ظرف که آب که انداخت از آب آلبالو هم استفاده بشه. 2.دو جور میشه درست کرد: 1-یا با برنج دم بندازی مثل لوبیاپلو 2- یا برنج سفید دم بندازی و موقع کشیدن لابلاش بریزی. که من مورد دوم رو بیشتر دوست می دارم 3.برنجت اگه ایرانی بود باید دون تر برداری برای اینکه بخوای لابلاش دم کنی. 4.اگه میخوای موقع کشیدن لای برنج سفیدت بریزی باید آلبالو رو بزاری یه کمی توی ظرف کوچیک و بسته به حجم آلبالویی که داری آب کم بریزی و بزاری یواش یواش بپزه. اگه شیرین دوست داشته باشی کمی شکر می ریزی توی ظرف آب آلبالوی در حال جوش. اگه نه که هیچ. خیلی کم نمک می ریزی و یه قاشق وغن که خوشمزه میشه(همه این کارها برای زمانی هستش که بخوای موقع سرو بریزی لای برنجت) من این غذا رو با گوشت گیلگیلی دوست دارم[زبان] ولی با مرغ هم میخورن و براشون مشکلی پیش نمیاد[مغرور] اگه مشکلی بود در خدمتم عزیزم [قلب][بغل]

مامان فرشته

سلام عزیزم وای وای چه کیک خوشگلی دلم خواست .همه روزهایت شادشادباشد.

مامان نیلوفر

فرزانه جون دیدی متنی که براتون نوشتم رو؟؟؟ اگه هر کجا احساس کردی بد توضیح دادم بگو گرچه خودت کدبانوییییییییییییی [ماچ][پلک]

مرضيه

تولدت دوباره مبارك جاي ما خالي بود حسابي اميدوارم هميشه شاد باشي