روز سوم باکو

و اما روز آخر سفر ما اینجوری شروع شد که صبح پاشدیم یه صبحونه ای زدیم و آقایون خوش تیپ کردن و رفتیم برای ارائه کنفرانس ،در راه یه مغازه شکلات فروشی بود که عکسش رو میذارم وای اگه بدونین چقدر خوشمزه بودن ، رفتیم تو مغازه و شومری جونم گفت هر چی می خوای بخر منم که بیجنبه کلی شکلات و میوه خشک خریدم و بعدم رفتیم دانشگاه ، توی دانشگاه که رفتیم کلی گشتیم تا محل کنفرانس رو پیدا کردیم یه چیز جالب بگم خنده دار ، من و شومری وخانوم دوست شومری روی صندلی نشسته بودیم دوست شومری چون ترکی بلد بود رفت تا از یه آقایی ترکی بپرس که ناهار کجا می دن اون آقا ترکی نفهمید بعد به شومری اشاره کرد بیا حالا شومری رفت تا به آقا انگلیسی بفهمونه منو خانوم دوست شومری هم داشتیم با هم حرف می زدیم به جای جالبش رسیدم ْآقا انگلیسی هم نفهمید و اومد سمت ما و گفت فارسی بلدید وای من که دیگه رو زمین افتاده بود از بس خندیدم حالا فکر کنید سه تا آقایان کارت هم داشتن که توش نوشته شده بود از ایران اما هیچ کدوم توجه نکرده بودن خیلی با حال بود به هر حال ما رفتیم جایی که پذیرایی بود کلی از اون شکلاتی که خریده بودیم هم اونجا بود یه چند تایی خوردیم یه سری خوراکی های دیگه هم اونجا بود که بعضی هاش حلال بود من با ترس و لرز خوردم بعد خوردن ما رفتیم جایی که شومری جونم قرار بود ارائه بده فایلش رو ریخت تو کامپیوتر و اساتید هم اومدن و شومری ارائه کرد منم کلی از شومری جونم عکس گرفتم آخه اولین کنفرانسش بود کلی هم فیلم گرفتیم .بعد کنفرانس دوست شومری رفت دستشویی اومد گفت تو دستشویی آفتابه دارن وای این برای من سوژه بود رفتم دستشویی و عکس گرفتم :) خیلی با حال بود یه آفتابه کوچولو بود برای شستن .. .بعد از دانشگاه رفتیم به یه فروشگاهی به اسم ram store جای جالبی بود کلی خوراکی داشت دوباره شومری جونم گفت هر چی می خوای بخر منم کلی خوراکی برداشتم واز اونجایی که من عاشق تخم مرغ شانسی هستم چندتا شومری برام خرید بعد از اونجا هم رفتیم هتل خوراکی ها رو گذاشتیم و دوباره رفتیم به یه پاساژ شیکشون به اسم بلوار پارک که جنس های خوشگل با قیمت های بالا داشت از اونجا برای شومری جونم یه تی شرت خریدیم اونجا یه شامی هم خوردیم و بعد رفتیم بولینگ بازی کردیم خیلی حال داد واقعا عالی بود بعدشم رفتیم کنار ساحل و گشت زدیم و چند تا عکس گرفتیم و برگشتیم هتل ، شومری جونم شومری جونم خیلی باسلیقه و مرتب وسایل رو مرتب کرد و خوابیدیم  

/ 15 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

میوه خشک هاش خوشمزه بود[نیشخند] راستی من هنوز یکی از اون شکلات قلبی ها رو نگه داشتما[نیشخند]

شیدا

فکر میکردم که برات رمز گذاشتم فرزانه جوووووووووووونم حالا اگه نذاشتم ببخش گلم بذار پای حواس پرتی این روزای من[خجالت][نیشخند] 84238103 اینم رمز مطالبم دوستت دارم گلم[قلب][ماچ]

arezoo

سلام عزیزم ممنون از حضور گرمت به روی چشمم از این به بعد مطالب و کوتاه تر می نویسم

مهدی لقمانی ۞●(دفتر عشق)●۞

سلام دوست عزیز خوبی؟ ★❤ وبلاگ دفتر عشق با متن ( نگو مرا نمیخواهی ) به روز شد★❤ ۩▓۩ ๑۩۞۩๑۩▓۩ ๑۩۞۩۩▓۩ ๑۩۞۩๑▒ ๑۩۞۩๑▒ جدیدترین مطالب عاشقانه در . . . پرطرفدارترین سایت عاشقانه :»»» سایت رسمی مهدی لقمانی ( دفتر عشق ) www.daftareshghe.com ۩▓۩ ๑۩۞۩๑۩▓۩ ๑۩۞۩۩▓۩ ๑۩۞۩๑▒ ๑۩۞۩๑▒

مامان فرشته

عزیزم امیدوارم همیشه به سفرهای خوب خوب بروی ومارا هم درجریان سفرنامه خود بگذاری . روزهای خوشی رابرات آرزو میکنم

بهار

[گل] سلاممممممممممممم[گل] [گل][گل]پیش ازآنی که عزادار محرم باشی سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی[گل][گل] [گل][گل]بــــــــــــــــــــــروزم و منتظر حضورت[گل][گل]

فائزه

سلام فرزانه جون خاطراتت زیبا هستند خانمی ممنونم برای حضورت [گل]

arezoo

سلام دوست خوبم چطوری؟ با موضوع ( همســــــــــر دوم) بروزم منتظر حضور گرمت در کلبه ی درویشی م هستم موفقیت پشت قدمهات

متحیر

جـام جـم وکهنــه شــرابــم تـــویی! معنی ی هــر لفـظ و کتـــابــم تویی قوربان اولـوم "گوزلره "آخشام چاغی آی- اولــدوزوم گیزلی شهابـم تویی حــرف و حـدیــث دل خــونیـــن من! لالـــه ی پنهـــان و خضــابـم تـــویی سریلمیسه ن یــوللاریمــا لئیلی تک! مجنــونا تای چـــولــده کبــابـم تـویی دلخــوش از آنــم که تـــویی یــار من! شهــد وشکــر ،تــازه گـلابــم تــویی

متحیر

سلام هانسی آدی لینک اولماق اوچون سئویر سینیز گولوم؟