من و شومری

پنج شنبه روز خوبی بود البته صبح که می خواستم بیام سر کار سخت بود برام چون شومری خونه بود و نرفت سرکار که بیان فرش ها رو ببرن برا ی شستن ولی به جاش ظهر شومری جون من رو به یه رستوران خوشمزه برد و یه غذای خوشمزه زدم به بدن ، از اونجا هم رفتیم مرغ و ماهی گرفتیم و آمدیم شروع کردیم با شومری به پاک کردن و بسته بندی مرغ ،وای که چه کار سختی بود. شب رفتیم خونه برادر شومری که نی نی خوشمل دارن و شومری با نی نی شون بازی کرد خیلی حرکاتش جالب بود .را رفتنش تو روروک و سینه خیز رفتنش تماشایی بود .دیروز از صبح من و شموی بعد از خوردن صبحونه دوباره افتادیم به جون خونه و شروع کردیم به تمیز کردن ، پرده اتاق خواب رو در آوردیم ، زیرپرده ایش رو انداختیم تو ماشین لباسشویی ولی خود حریر پرده رو تو تشت داخل حموم خیس کردم و دوسه بار پودر زدم و آب کشیدم ملافه مبل ها رو انداختم تو ماشین  شست و طبق معمول چون جایی برای پهن کردن نبود بردم خونه مامانم پهن کردیم شومری هم با جارو برقی پرزها رو گرفت و بعدم با بخارشور زمین ها را کشیدالهی بگردم کمرش داغون شد . سه تا پادر هم داشتیم که تو حموم شستیم تازه بالکن و نرده ها و طناب رو هم شستیم ساعت  4 ناهار خوردیم و یه کم استراحت و دوباره مشغول شدیم ، تا فوتبال ، بعد از فوتبال اتاق خواب اصلی رو هم بخارشور کردیم زیر پرده ای رو هم که شسته بودیم زدیم وای که چقدر تمیز شده بود شومری حموم رو هم با کف شورها شست و کلی برق افتاد بقیه کارها مونده امروز ، چون فرش ها رو که داده بودیم بشورند امروز میارند و باید اتاق خواب کوچیک رو هم تمیز کنیم بازم کلی کار داریم مرسی شومری خوبم که با اینکه خیلی خسته بودی اصلا غر نزدی و بد اخلاقی نکردی دوست دارم

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٤ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak