من و شومری

دیروز سالگرد پدر شومری جون بود به خاطر سرمای هوا نشد بریم سر خاک .البته من

 پدر شومر جون رو ندیدم فقط دربارهشون ازخود شومری و یا اطرافیان شنیدم که مرد

خیلی خوبی بودند. ایشون روحانی بودن ولی نه از این روحانی های خشک مذهب

،میگن که خیلی به روز بودن .من خیلی دوست داشتم پدرشوهر داشتم چون میگن که

پدرشوهر عروس رو دوست داره و اینجور که شومری جون می گه ایشون عروس هاش رو

دوست داشته و براشون هدیه می خریدن .کاش زنده بودند و عید ها من ازشون عیدی

می گرفتم واقعا از ته قلبم خیلی دوست داشتم که پدرشوهر داشته باشم .وقتی

دوستام تعریف می کنن که پدرشوهرشون براشون این کارو می کنه یا اون کار رو می

کنه حسودیم میشه که چرا من ندارم . بابای شومری جون با اینکه ندیدمت ولی خیلی

دوست دارم این دنیا که ما شما رو ندیدیم تو اون دنیا دست من و شومری جون رو بگیرید

و با خودتون ببرید بهشت چون مطمئنم که الان تو بهشتید .روحش شاد .

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak