من و شومری

امروز صبح سر کار اتفاقات خوبی نیافتاد میدونید یکی از همکارام هر روز صبح میاد سلام میده ،امروز که اومد سلام داد همکارم گفت حال شوهرت خوبه ، اونم بغض کرد و رفت آخه همسرش سرطان گرفته و خیلی ناراحت ، داره شیمی درمانی می کنه و خیلی ضعیف شده دلم سوخت براش .همکار خوبم که خیلی دوستش دارم امیدوارم منو مثل دخترش بدونه ، امروز نیومده بود سرکار اونم خیلی گرفتار ،روزایی که نمیاد اصلا اتاقمون سوت و کور ، امروز خدا رو شکر کردم و از خدا معذرت خواستم اگر یه موقع هایی غر می زنم چون امروز فهمیدم خیلی از مردمی که کنارمون زندگی می کنن و ما هر روز باهاشون حال و احوال پرسی می کنیم چقدر گرفتارن و خدا چقدر بهشون قدرت داده ، خدایا شکرت از همه نعمتهایی که به من دادی ، خدای شکرت که همسر خوب و مهربونی دارم که تو همه شرایط کنارم و امتحان عاشقیش رو پس داده ، خدایا شکرت که پدرو مادر خوب دارم ، خدایا شکرت که دو برادر خوب بهم دادی که نداشتن خواهر رو حس نکنم ، خدایا شکرت که کار دارم و سرگرمم به خاطر همه چیز ممنون خدایا دوست دارم و ازت می خوام که به دوستانم کمک کنی تا مشکلاتشون حل بشه .الهی آمین

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٩ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak