من و شومری

من و شومری و خانواده خودم و خاله هام ، 5 شنبه و جمعه رو رفتیم شمال ،البته من و شومری و داداشم جمعه برگشتیم و بقیه گروه شنبه برگشتن . 5شنبه رفتیم تلکابین رامسر و کلی لذت بردیم . بعد از اون رفتیم کنار ساحل و تا شب اونجا بودیم فردا صبحش هم رفتیم کاخ شاه در رامسر که جای قشنگی بود و بعد از اون دوباره کنار ساحل و بعدش رفتیم از بقیه خداحافظی کردیم و راه افتادیم تو مسیر لاهیجان وایستادیم کوکی خریدیم که ما عاشقشیم و با شیطان کوه چند تا عکس گرفتیم و دوباره حرکت کردیم چون می خواستم به یکی از رستوران های خوب رشت به نام محرم برسیم که متاسفانه وقتی رسیدیم گفت غذاش تموم شده و رفتیم یه رستوران دیگه که جالب نبود ، من عاشق رفتن به رستوران های شیک و خوشمزه ام مژه بعدش دوباره حرکت کردیم رودبار هم وایستادیم منم هوس چایی کرده بودم شدید. دیدم تو ماشین آب جوش داریم ، شومری هم استکام و چایی که مامانش داده بود رو درآوردو چایی خوردیم و کلی مامان شومری رو دعا کردیم که تونستیم این چای خوشمزه رو بخوریم . خدا رو شکر سفر خوبی بود با اینکه خیلی گرم بود ولی خوش گذشت و کلی روحیم عوض شد .شومری خوب و نازم مرسی که بازم مثل همیشه خوب و مهربون و سرحال بودی ، تو بهترین مرد و بهترین همسر دنیایی. دوست دارم بهترینم بوسسسسسسسسسسسس

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٢٧ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

عید فطر ما امسال هم مثل هر سال با تمیزی شروع شد بعد از اینکه شومری از نماز برگشت با مامان شومری و داداش شومری رفتیم فدک صبحونه خوردیم .خیلی هوای خوبی بود و واقعا لذت بردم . بعد از اون اومدیم خونه و شومری 2 تا فرشها رو با پتو و دو تا تشک و دو تا زیر پایی برداشت که بریم خونه مامانم بشوریم ، شومری و داداشم با هم مشغول شستن شدن و تا ظهری تموم شد و پهن کردیم . ظهر هم با کمک هم یه جوجه خوشمزه درست کردن و خوردیم . بعد از ظهر هم که اومدیم خونه شومری دو تا اتاقی که فرشش رو شسته بودیم رو بخارشور کرد و تمیز شد ، امروز فرش هاش رو پهن می کنیم و تمیز میشه .هوراااااااااااااااا. داداش خوب و مهربونم دستت درد نکنه که کمک کردی و شومری خوب و مرد خانواده دوستم مرسی که دیروز کلا غر نزدی و همش خوش رو و خوش اخلاق بودی . مرسی به خاطر این همه مهربونی .دوست دارم عزیزم خیلللللللللللللللللللللللللللللللماچ

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٩ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

دیشب که می شد شب 27 ماه رمضون افطاری دادیم . خواهر شومری لطف کردنو ، با تخفیف سالن مخابرات برای ما این روز رو رزرو کردن . منم یکم سالد مکارانی و ژله درست کردم و بردیم سالن . در مجموع خوب بود. ولی واقعا افطاری خونه یه حال و هوای دیگه ای داره ، انشالا خونمون رو که بزرگ کنم خونه می گیرم لبخندشومری جونم مرسی که دیروز کمکم کردی .دوست دارم ماچ

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٤ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

از امروز تا آخر مرداد در تعطیلات تابستانی خواهم بود .هورااااااااااااااااااااا. فقط بدیش این بود که 5 روز هم از مرخصی خودمون کم میشه . ولی به قول شومری میگه ولش کن بمون خونه حالیشو ببر . منم دارم حال می کنم امروز می خوام برم دانشگاه کتاب بگیرم چون باید پروژه ها رو هم شروع کنم .خدایا کمک کن همه اینا رو زودی تموم کنم فرشته

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak